فرنيك

اين خانوم اخمو كه در تصوير مشاهده ميكنيد عشقه منه!عشق خاله س!
فرنيك ما هل داره،نمك و فلفل داره!ماشالله به چشم و ابروش!خاله جون نشسته پهلوش!(چه كنم ديگه!بچه رو يه جوري بايد اروم كرد!)
نوشته شده توسطDedab در 6:13 PM
| نظرات (3)
| دنبالك (0)
بي مقدمه
بعضيا وقتي بهشون نياز داريم نيستن و اتفاقا وقتي كه اونا به ما نياز دارن ،ما نيستيم.
يه چيزي:فكر ميكنم اگه گاهي در صدد ادم كردن يه نفر حالشو ميگيرم(!!) براي اينه كه به اون روزي كه قراره دست غيب حالشو بگيره اميدوار نيستم و فكر ميكنم اون روز خيييييلي دوره.
نوشته شده توسطDedab در 3:54 PM
| نظرات (4)
طريقه ي كور كردن چشم حسود
مواد لازم براي اين كار: بير دانه تخم مرغ،مقداري نمك،مقداري اسفند+چند سكه+قابلمه يا ظرف گود
دستور العمل:فرد مصدوم يا سالم (كسي كه بر اثر چشم ناكار شده يا كسي كه هنوز نشده ولي ميشه)رو يه جا خفت كنيد،سپس تخم مرغ رو روي سرش بچرخونيد.چند جمله از قبيل :بتركه چشم حسود/خلان برن(صحت اين جمله در حاله برريسه) و... بگيد و تخم مرغ رو از ميان دو چشم يعني به موازات تيغه بيني پرت كرده و در ظرف حاوي اسفند و نمك و سكه بندازيد.""نكته مهم"":نكته ي مهم اينه كه اگر توي ظرف حباب تخم مرغي(!)ايجاد بشه واقعا چشمي پشت سرتون بوده وگرنه دچار خود شيفتگي و توهم چشم خوردن شده ايد.تمام
+دروغ چرا؟تا قبر اااا!منم خرافات دوست!
نوشته شده توسطDedab در 12:01 AM
| نظرات (3)
| دنبالك (0)
ان چيز كه مرا نكشد،پس مرا قوي خواهد كرد.
+نيچه
نوشته شده توسطDedab در 6:43 PM
| نظرات (2)
یه وقتایی میخوام به خدا یاداوری کنم گذشته هارو،که تو اینده کمکم کنه.
+خدایا به خاطر گذشته،رحم کن به اینده م!
نوشته شده توسطDedab در 6:36 PM
| نظرات (1)
دوست دارم پیش بابام گریه کنم.چون تنها ادمیه که میتونه کمکم کنه ولی...نمیشه!درست جایی که نباید، ارامش دارم.درست پیش کسی که میتونم غر بزنم و اونم گوشهاشو نگیره و چشم تو چشم من به چیزای دیگه فکر نکنه ،نه میتونم گریه کنم و نه میتونم غیر از خبرای خوب هفته حرفی بزنم.
+دلم یه جفت گوش میخواد.
+نمیدونم چرا دلم برای یه ادم منفور تنگ شده!!حالم بده!؟!!
نوشته شده توسطDedab در 7:24 PM
| نظرات (4)
$$$$
دلم ميخواد باز بگي خب!قصه ش چي بود؟
و من هول شم و اصلا داستان يادم بره و از وسطا شروع كنم تعريف كردن و بين حرفام كبوتر باز كنم كه اهان!راستي!اونجاش اون جوري بود و شد!
و من مثل هميشه بپرم تو حاشيه ها و انقدر"بعدش" بعدش كنم كه كلافه شي!
و تو بخواي كه زود جمعش كنم،
و من بخوره تو ذوقم و تو دلم بگم ديگه برات هيچي تعريف نميكنم.
دلم الان فقط و فقط و فقط همين و ميخواد!
نوشته شده توسطDedab در 11:02 PM
| نظرات (1)
سلام
نمي دونم كجايي،نميدونم الان داري چيكار ميكني،اين نوشته رو ميخوني يا نه؟صدامو ميشنوي يا نه؟اگه ميشنوي يا اين نوشته رو ميبيني فقط يه جوري بهم بگو دل تو برام تنگ شده؟
نوشته شده توسطDedab در 6:40 PM
خدا!قدرت يا نميدونم صبري بهم بده كه به جاي اينكه حقيقتا ناراحتم كنن،بتونم بپذيرمشون.
يه چيزي1:فكر يه ادم چقدر قدرت داره كه از خواب بيدارم مي كنه و به اينجا مي كشونه.كاش من جاي اون بودم!
نوشته شده توسطDedab در 12:05 AM
QoR nAmE
cheqadr khaste shodeam.az hame chi.khastam az tamame etefaqaye badi ke poshte sar ham mioftan o man na dalil o hekmateshoono midoonam na taqateshoono daram.
khoda!to mese qadim,solsi emtehan migiri?alan hame ja 2 termi shodea!taze terme aval nesfe ketabe,term dovom... vali to az hamoon aval kole ketabo emtehan migiri.
az pichoonde shodan o pichoondan khastam.az inke bedoone kharoondane damaq o enherafe cheshm,sadeqane doorooq migim khastam(ye ja khoondam kasaE ke moqeye harf zadan binishoono mikharoonan ya cheshmeshoon paresh dare,daran doorooq migan(faqat jaE khoondam,rast o doorooqesh ro nemidoonam.))
ey khoda!daqe delam taze shod!bezar begam az piade ravie har ruze oon koocheye sar balaE o talash baraye inke zire mashina leh nasham khaste shodam!!!
ye chizi 1:Dshab ye khabi dodam ke az tamame khabaye elmi takhayolim be door bood,mozoe doost dashtanim nabood vali khabe shafafi bood!nemidoonam chera fekr mikonam be zudi hamash etefaq miofte,mihessam ayandaro didam!!!
ye chizi 2:va!khodet ke midooni!injam benevisam?!
"mage chi khastam azat be joz ..."
نوشته شده توسطDedab در 6:00 AM
| نظرات (2)
دنياي كرگدن شدن
نشستم دارم فكر ميكنم فرق دوست و دشمن چيه در حاليكه فردا امتحان فيزيك دارم و گلواژه و فاميلاش دارن چشمك ميزنن كه ما مونديم.
نوشته بود:
به نام خدا
من فكر مي كنم كه دشمن كسي ست كه با ما بد است و به ما تهمت مي زند،چشم ديدن ما را ندارد ،از پشت خنجر مي زند و وقتي ما را مي بيند چشمهايش را يك جوري مي كند و موفقيت ما چشمانش را نا بينا مي نمايد. در حالي كه دوست مهربان است،ما را در رسيدن به خوبي ها كمك و ياري مي كند،موفقيت ما موفقيت او هم هست و او را دچار شادي وصف ناپذير قلبي مي كند.هميشه به ما مي خندد و از پشت خنجر نمي زند .شريك شادي و غم هاي ماست و غم و اندوه ما او را محزون مي كند...
مي نويسم:
به قول بابام اشتب كردي كوچولو! تو اين دنيا هم دوست به روت مي خنده هم دشمن.تو دنياي ما هم دشمن باهات بده هم دوست.هم دشمن چشماشو يه جوري مي كنه هم دوست!هم دشمن از موفقيتت كور مي شه هم دوست.دوست وقت شادي همراهت هست ولي وقت گرفتاري خودش گرفتار تره.دشمن خنجرخودشو از پشت مي زنه ولي دوست خنجر خودتو از روبه رو. تو اين دنيا رو كسي اسم نذار چون همه مثل همن
+تيتر رو از وبلاگ فرنوش دزديدما!
نوشته شده توسطDedab در 2:45 PM
| نظرات (1)
امروز عيده.يه عيد بي تو!
جات خاليه؛خيلي!
نميدونم چرا با اينكه نيستي،هستي!
فريور گفته افسوس نخور!راست ميگه افسوس چي؟
يه چيزي1:بعد از ظهر انقدر دلم گرفته بود از دست اين جماعت...(اخ اخ ميدونم فحش بده!...خب بي وفا!بي وفا كه فحش نيست!)ولش كن!كل مطلب اينكه اين فرشته ي مرگ فقط در خونه ي ما رو كه نميزنه؛توهم اسمت ادمه.ولي فقط اسمت ادمه.در هر صورت سراغ شما هم مياد.(واي چه جوري بگم ميخوام خفت كنم؟!)
يه چيزي 2:غر،غر مياره.هوس كردم غر بزنم!
نوشته شده توسطDedab در 6:40 PM
| نظرات (1)
+دوستت دارم پدر؛اين ساده ترين خطابه را بپذير كه اين روزها گره خورده در تار و پود نفسم...
نوشته شده توسطhanifm در 4:27 PM
| نظرات (1)
...
نوشته شده توسطhanifm در 2:18 PM
| نظرات (1)
تولدم مبارک!
تولد،تولد،تولدم مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک!مبارک،مبارک،تولدم مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک!
فریماه جون بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشی!
دس دسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس!هوووووووووووووووووووووورررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااا!
با بهترین ارزوها برای فریماه جون خودم!بوس بوس!
یه چیزی1:تولدم مبارک!
یه چیزی2:خود شیفته خودتی!
یه چیزی3:بدو که کادو میخوام!
نوشته شده توسطDedab در 4:02 PM
| نظرات (3)
چیزی/کسی که مدتها دوسش داشتم ،داره از ذهنم پاک میشه و ارزش امروزش مثل روزای قبل نیست و این وحشتناکه!
دلیلی نداره که برای همیشه و تا ابد بعضی خاطرات و ادما رو به یاد داشته باشم(در حالیکه احتمالا من از ذهن همون ادما پاک شده ام)ولی دوست ندارم که حسم و احساسی که به اونا داشتم از بین بره و یادم بره که یه روزی برای صحبت کردن و دیدن اون ادما لحظه شماری کردم .
خاصیت گذشته زمانه که بعد از یه مدت همه چی عادی بشه و به شرایط جدید و ادمای جدید عادت کنیم ،ولی چرا نمیفهمم که اگر ادمای جدیدی وارد زندگیم بشن و ادمای قدیمی با خواسته خودشون نقشهای کمرنگ تری پیدا کنن نامردی و بی معرفتی نیست؟
یه چیزی1:تو رو محض لحظه هامون،نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم ...
یه چیزی 2:خوشحالم و خوب! ;)
نوشته شده توسطDedab در 3:44 PM
| نظرات (2)
بد قول شده م؛
اگه این بشی،اگه اون بشه،اگه این کارم...،همش میگم اگه و بعدش یه قول میدم که دیگه هیچی نمیخوام!ولی وقتی که همه چی حل شد،منم و قولهای جدید و...
نوشته شده توسطDedab در 3:42 PM
بای بای فیزیک!
به به!دو روز تعطیلی یعنی فیزیک پرپر!(یکی از ارزوهام براورده شد!)
واااای که من چقدر خوشحالم که فیزیک پرپر!
فیزیک پرپر یعنی امشب و فردا که راحت باش،اگه اگه اگه دوست داشتی پس فردا بشین عربی بخون!
وااااااااااای!اصلا باورم نمیشه!فیزیک پرپر!
یه چیزی1:امروزم یه اقای برفیییییییه دیگه دیدم.جدیدا زیاد شدن!
یه چیزی2:بلللللللللللله دیگه!راهنماییا با اون هیکلشون تعطیل میشن،منه دبیرستانی با این هیکل تعطیل نمیشم!همین میشه که از مدرسه تا خونه رو باید پیاده برگردیم.
یه چیزی3:بذار بازم بگم خیلی خوشحالم که فیزیک پرید!
نوشته شده توسطDedab در 10:04 PM
| نظرات (2)
das das! barf barf!
پشت سرم داد میزنه:برفیییییه!برفییییییه!
شخصا فکر میکردم که این اقای برفیییییییه و برف پارو کردن مال دوره ی مامان و بابام بوده و این روزا دیگه با ایزوگام شرق و غرب و تهران و ...هیشششششکی به فکر پارو کردن نیست ولی خب خلافش ثابت شد::
یه چیزی1:وااااااااااااای چه برف خوبی بود!
برف بازی تو مدرسه و راه رفتن تو برفا با یه دوست بهمنی خییییییلی چسبید!
یه چیزی2:بله خب!بله!پیییییییییییییش به سوی امار!
نوشته شده توسطDedab در 2:31 PM
| نظرات (1)
| دنبالك (0)
وای خر منم
یه چند وقته که میخوام اعتراف کنم که چقدر خرم!
وای خر منم
وای خر منم
وای خر منم
::
یه چیزی1:امتحان ریاضی تموم شد.پپپپپپپپپیییییییییییشششششششششش به سوی ادبیات!
یه چیزی2:معتقدم بعضیا وقتا لازمه که بعضی حرفا رو به خود خود خود خودمون بگیریم.
یه چیزی3:در این لحظه،ادبیات هم تموم شده؛ پس پپپپپپپپپیییییییییییشششششششششش به سوی شیمی! &-:
یه چیزی4:واااای!یعنی بلاگرولینگ درست شده؟
نوشته شده توسطDedab در 8:41 PM
| نظرات (4)
| دنبالك (0)
|